سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

465

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ادعاى مدهوشى عمر طعن جهالت را از أو مندفع كرده ، ليكن اعلميت وافضليت أبى بكر را بر باد فنا داده . دوم : آنكه عمر به حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) گفته : والله لأنت - يا رسول الله ! - أحبّ إليّ من كلّ شيء إلاّ [ من ] ( 1 ) نفسي ، يعنى قسم به خدا هر آئينه تو اى رسول خدا ! [ ص ] محبوب تر هستى ، به سوى من از هر شئ مگر نفس من . پس جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ارشاد فرمود كه : ايمان نمىآرد يكى از شما تا آنكه باشم من محبوب تر به سوى أو از نفس أو . وظاهر است كه هرگاه حال عمر در محبت آن حضرت به اين مثابه باشد كه أو را مرتبه [ اى ] كه ادانى مؤمنين را حاصل بودنش ضروري است ، وبي آن ايمان متحقق نمىشود ، دست نداده ، پس چگونه باور توان كرد كه أو به وفات حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) وغم مفارقت آن حضرت بي هوش گرديده ؟ ! سوم : آنكه اگر انكار عمر موت حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را به سبب كمال محبت آن حضرت بوده ، مىبايست كه در جنگ أحد از كشته شدن آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) انكار مىكرد ، واز قتال با كفار باز نمىماند ، حال آنكه جلال الدين سيوطى در تفسير “ درّ منثور “ گفته :

--> 1 . الزيادة من البخاري 7 / 218 .